مراد على شمس

82

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )

از ظرف ادراك و تعقل ، مصداق و مطابقى ندارد ، موجود اعتبارى است ، مانند ملكيت زيرا در مورد ملكيت زيد مثلا براى خانه‌اش ، آن‌چه كه در خارج موجود است زيد و خانه است و اما ملكيت به هيچ نحو وجود خارجى ندارد بلكه يك نوع رابطهء اختصاصى است ناگزير در ظرف مدنيت و زندگى دسته‌جمعى ، اعتبار مىشود و با قطع‌نظر از اعتبار اجتماعى ، هيچ‌گونه وجودى ندارد ، اين‌چنين است ، مفاهيم زوجيت و رياست و همه احكام مقرره و قوانين موضوعه . مواد دينى و احكام آسمانى نيز از امور اعتباريه و قراردادى و وضعى است ولى همين امور اعتباريه و احكام وضعيه است كه حكيم عليم سير باطنى انسان را بدان وسيله تقدير و اندازه‌گيرى فرموده است و ملتزمين به اين مواد و احكام را با سير باطنى و نفسانى به سوى كمال حقيقى و سعادت واقعى مىكشاند و كسانى كه از اعتناق و التزام به اين احكام سرپيچى كنند در پايان گرفتار عذاب دردناك خواهند شد . پس احكام و امور دينى در باطن خود سيروسلوك به‌سوى سعادت و كمال حقيقى را عهده‌دار است گرچه ظاهر آن برپايهء وضع و اعتبار است . كتاب و سنت براين مدعا گواهى است صادق . امّا كتاب ، مىتوان آيات بسيارى از آن براين مطلوب استشهاد نمود ولى كافى است كه در اين آيات تدبر نمود و صدق دعوى را دريافت . فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا * ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى « 1 » « اعرض كن از كسانى كه از ذكر ما - احكام و مواد دينى - سرپيچى نموده‌اند و جز زندگانى دنيا هدفى ندارند ، علمشان محدود به دنيا و از ماوراء بىخبرند . پروردگارت داناتر است به كسى كه از صراطش

--> ( 1 ) سورهء نجم ، آيات 29 و 30 .